برای پاسخ به این سوال، لازم است ابتدا با ماهیت و سطحبندی اغتشاشگران آشنا شویم؛
سطح اول، نیروهای آموزش دیده و سازمانی گروههایی مانند پاک، کومله، انصارالفرقان، جندالله، بهاییها و مجاهدین خلق است. تعداد اینها زیاد نبود. اما در هر استانی بودند؛
سطح دوم، عدهای از سابقهدارهای خلافکار تحت عنوان اراذل و اوباش بودند؛
سطح سوم، فریبخوردگان و جوگیران فضای مجازی و متوهمانی بودند که تصور میکردند انقلاب جدیدی آغاز شده و میتوانند ماجراجویانه وارد دورهی جدیدی شوند؛
سطح چهارم، ناراضیان وضعیت اقتصادی بودند.
اما ماهیت این ماجرا هم با توجه به فراوانی اسناد و مدارک داخلی و اعترافات طراحان بیرونی روشن است. این حوادث توطئهای آمریکایی - اسرائیلی بود که برای از هم گسستن نظم و کنترل امور کشور ایران به منصه ظهور و اجرا رسید. هدف هم از کنترل خارج کردن اوضاع و ناامنسازی شهرها از طریق استفاده از خشونت حداکثری و حملات مسلحانه هدفمند و سازمانیافته به اماکن و تجمعات به قصد کشتهسازی و تخریب اموال عمومی و شخصی مردم بود که با تبدیل اعتراض بهحق و آرام بازاریها و معترضین به اغتشاشات و اقدامات تروریستی متعدد در نقاطی از کشور انجام شد. هدف از پروژه کشتهسازی هم، مقصرنمایی مامورین انتظامی و امنیتی، ایجاد عصبانیت در مردم و پایدارسازی تجمعات و اغتشاشات بود.
البته اگر ما نیز در کشور دیگری بودیم و با توجه به حجم گسترده تبلیعات دشمنان، از دور نظارهگر این حوادث بودیم، چه بسا تصور میکردیم این کشتهها حاصل سرکوب بیرحمانه است. اما زمانی که در همین جامعه زندگی میکنید و از نزدیک شاهد ماجرا هستید و تلویزیون کشورمان هم مستندات فراوانی را پخش میکند که مسلح بودن اغتشاشگران و تیراندازی به طرف نه فقط ماموران بلکه به طرف خود تظاهرکنندگان را به چشم میبینید چرا باید تبليغات منفی آنان روی ما تاثیر بگذارد؟
یکی از نشانگان درستی این استدلال این است که به محض قطع اینترنت و از بین رفتن امکان هماهنگی سطح اول و دوم اغتشاشگران، تلاش آشوبگران فروکش کرد و در ادامه، کار اطلاعاتی گسترده و شناسایی و دستگیری تعداد قابل توجهی از اعضای سطح دوم و تعدادی از اعضای سطح اول موجب عدم امکان ادامهی این فتنه شد. طبیعی است در این میان، اولویت نیروهای سطح اول، فرار از معرکه و آماده شدن برای دورهای دیگر از اغتشاشات و اقدامات تروریستی باشد. بنابراین، اگر خدای نکرده ساختار منسجم نیروهای امنیتی متزلزل شود، شک نکنید که در مناسبتهایی مثل ۲۲دی و تجمع میلیونی مردم غیور و بصیر کشورمان هم شاهد وضعيت ناامنی و چه بسا کشتار کور باشیم.
در این جا مناسب است مطلبی را به نقل از پروفسور اورسینی نقل نماییم . الساندرو اورسینی، جامعهشناس ایتالیایی متولد سال ۱۹۷۵، متخصص تروریسم و علوم اجتماعی است. او دانشیار دانشگاه لوئیس در رم است و در زمینه تحلیل سیاسی و اجتماعی تروریسم پژوهشهای برجستهای انجام داده است. وی در ارتباط با مسائل ایران در ایام جنگتحمیلی12روزه در یادداشتی مینویسد:«آیتاللهخامنهای نه برای حفظ شخصیت یا حکومت خود، بلکه برای جلوگیری از تبدیل۹۰ میلیون ایرانی به «بردههای غرب» میجنگد! این دیدگاه نشاندهنده نقش فرهنگی- سیاسی ایران در مقابله با استعمار نرم و هژمونی غرب است».
منبع: پرسمان سیاسی هفته شماره 36